۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۲, یکشنبه

زوال عقل

یه هفته ست دارم فکر می کنم اون چه شعری بود که وسطش می گفت: "دیوارش از سنگ بود"

یادم نمیاد

۸ نظر:

  1. یه چیزی تنگ بود/ دیوارش از سنگ بود/ تخم خود را شکستم /اینگونه بیرون جستم
    تا اینجاش یادمه

    پاسخحذف
  2. جوجه جوجه طلایی/ نوکت سرخ و حنایی/ تخم خود را شکستی/ چگونه بیرون جستی؟

    گفتا جایش تنگ بود/ دیوارش از سنگ بود/ نه پنجره نه در داشت/ نه کس ز من خبر داشت

    دادم به خود یک تکان/ مثل رستم پهلوان/ تخم خود را شکستم/ اینگونه بیرون جستم!

    شعر بچگیامونه

    پاسخحذف
  3. هميني بود كه اين بالايي ها گفتن؟

    پاسخحذف
  4. آره ..ماشالا مغزشون خوب مونده

    پاسخحذف
  5. من زنده هستم دوباره مینویسم.
    واله شعر سنگ دار بلد نیستم.
    راستی این شادی صدر کیه؟

    پاسخحذف
  6. همه بم می گن "این شعر ماله بچگیه زمان شماس" ، ولی قسم می خورم این شعر رو تا 17 سالگی من نشنیده بودم ، حالا اینکه بچگی چی تعریف می شه رو نمی دونم !

    پاسخحذف
  7. ولی صرف سرکار گذاری ما بود این پست !
    همین یه تیکه رو سرچ می کردی به جواب می رسیدیا...

    پاسخحذف
  8. زوال عقل2
    یه ماه ست دارم فکر می کنم اون چه شعری بود که وسطش می گفت: "دیوار از سنگ سیاهه"

    پاسخحذف