۱۳۸۸ اسفند ۲۳, یکشنبه

خدا از همه قبول کنه

صاب مغازه وایساده بود رو پله جلو مغازش...

دو تا دختر رد شدن، یکیشون عمداً کاری کرد روسریش بیفته پایین

صاب مغازه مثل عقاب نگاه میکرد و رفته بود تو کف

1.124 ثانیه بعد یه مرده که ظاهراً آشنا بوده رد شد که ظاهراً داشته از مسجد برمیگشته

صاب مغازه برگشت بش گفت " قبول باشه حاجی" !

یه جون اون صاب مغازه عین حقیقتو گفتم

۵ نظر:

  1. :))))
    بانمک بود
    راستی آدرسمو تغییر دادم!

    پاسخحذف
  2. قبول باشه حاجی
    راستی تم جدید رو بیشتر دوست دارم. مبارکا باشه.

    پاسخحذف
  3. خب مث عقاب بوده دیگه!
    .
    تم قبلی رو بیشتر دوست داشتم!

    پاسخحذف
  4. خب يه نظر حلاله، بعد تو از كجا فهميدي دختر از قصد روسريشو انداخت و اونوقت به چه قصدي؟
    اما امان از دست آدماي سرتاپا تناقض، گاهي چيزائي ازشون ميبينم كه چشام ميخواد از حدقه بزنه بيرون، چند وقت پيش يكي از اين دخترائي كه هميشه تيپائي ميزنه كه جنيفر بايد بره بوق بزنه رو ديدم كه يهو چادري شده، بعد كاشف به عمل اومد خانوم نذر كرده… (فكرشو بكن، يعني اين تا قبل از اون از تيپش احساس گناه ميكرده. بعد تو يه نگاهي به تقويم كن، مثلن قرن بيست و يكمه!!!)
    آخ من دلم ميخواد بتركم نباشم اين سست انديشي رو ببينم

    پاسخحذف
  5. این دختره که این بالاییه گفته خیلی باحال بوده یارو نذر کرده!!!!!!

    پاسخحذف