ه‍.ش. ۱۳۹۰ اسفند ۳, چهارشنبه

ماست شما که شیرین است

قاعدتاً هر شرکتی که سود و سرمایه بیشتری دارد، هزینه کرد بیشتری هم برای تبلیغات خواهد داشت. خیلی ساده است، اسنوا هیچ وقت نمی تواند اندازه ال جی فضای تبلیغاتی دنیا را اشغال کند. اما این وسط شرکت هایی هستند که از این قاعده تا حدودی مستثنا هستند، مثل مایکروسافت. که اصلاً متناسب با درآمدش از فروش سیستم عامل ویندوز، برای فروش رفتن آن خرج تبلیغات نمی کند. این هم خیلی ساده است، بر روی بالاتر از 80 درصد کامپیوترهای جهان، ویندوز نصب شده است. بازاری که کاملا در قبضه شماست، نیاز چندانی به تبلیغات ندارد.

.
.

صدا و سیما جمهوری اسلامی هر روز برنامه تبلیغاتی دارد برای انتخابات مجلس، و گزارش هایی پخش می کند از مردمی که همگی می گویند که همگی قرار است در انتخابات شرکت کنند و حتی اگر مشکلات مالی داشته باشند (که تقریبا هیچ کدام از مصاحبه شوندگان شبیه کسانی که ممکن است مشکل مالی داشته باشند نبود) دلیل نمی شود شرکت نکنند. (فارغ از اینکه یک شهروند برای چه چیزهایی باید در انتخاباتی شرکت نکند پس؟ چه راه دیگری برای نشان دادن اعتراض خود خواهد داشت اگر نخواهد همزمان قوانین را زیرپا بگذارد؟). اگر اینطور باشد که مصاحبه شوندگان صدا و سیما می گویند، بیش از 80 درصد مردم در انتخابات شرکت خواهند کرد. برای یک بازار 80 درصدی باز هم نیاز به این حجم انبوه از تبلیغات هست؟

.
.
 
شرکت سامسونگ سرمایه هنگفتی بابت تبلیغات گوشی های موبایلش در سراسر جهان خرج می کند. چون سهم بزرگی از بازار دارد. اما الف- این سهم خیلی هم بزرگ و حداکثری نیست. ب- بزرگی این این مقدار سهم، ناپایدار است و با چند غفلت در طراحی و بازاریابی به چنگ  رقبا می افتد. پس من هم اگر جای سامسونگ بودم پول زیادی خرج تبلیغات می کردم.
می شود از این قواعد این نتیجه را گرفت که این نظام، فقط مورد قبول نیمی از مردم ایران یا فقط "کمی بیشتر" از نیمی از مردم ایران است؟ می شود گفت این همه %60 که می شنویم از همین جا آب میخورد؟ می شود گفت دلسوزان نظام نگران آن ده پانزده درصد هستند؟

.
.
 
هم مایکروسافت، و هم سامسونگ، غیر از سرمایه، هنر، دانش و خلاقیت هم دارند.

ه‍.ش. ۱۳۹۰ بهمن ۲۲, شنبه

آوارگی نویسندگی

از بس تو این وبلاگم نوشتم دیگه تو اون وبلاگم نمی تونم بنویسم
انقدر تو پلاس نوت نوشتم دیگه اینجا نمی تونم بنویسم

آخرش کجا قراره باشه؟

ه‍.ش. ۱۳۹۰ دی ۲۹, پنجشنبه

فقط بچه های بالا ببینند

جمهوری اسلامی، روزی دو بار با "بازتاب رسانه های خارجی" جق میزنه

بعد ما مردم عادی بخوایم یه ذره ازون بازتاب ها رو خودمون ببینیم کماندوئه که از سقف و تراس میره بالا

ه‍.ش. ۱۳۹۰ دی ۲۰, سه‌شنبه

خوشبختی صامت

چه زندگی خوبی دارند مانکن های پشت ویترین

ساعت ها بی حرکت به نقطه ای خیره می شوند، بدون اینکه کسی انگ افسردکی به آنها بزند 

ه‍.ش. ۱۳۹۰ دی ۱۶, جمعه

تحریم خریت فشرده

فضای انتخابات تو ایران مثل کارواش میمونه
هر دفه یه یارو ازینا که قبل انقلاب چوپون بودن خونوادگی و بعد انقلاب مایه دار شدن بی او و سفیدشو ور میداره میاره تا هر کدوم ما با یه سطل آب گل و لجن روشو بشوریم تا دفه بعد
اونی که تو انتخابات اسفند میخواد شرکت کنه مث اونیه که ازین یارو توقع انعام داره، در حالی که طرف هنو پول دفعات قبلی رو بدهکاره، قبضشونم احتمالا تا الان مچاله کرده یه گوشه انداخته!
یه عده هم هستن که بای دیفالت نه دستمزد میخوان نه انعام، همین که دستمالی کنن ب ام و رو ارضا میشن. خوب بشن. مالش آزاده، عملگی نیز هم
این از من

ه‍.ش. ۱۳۹۰ دی ۱۱, یکشنبه

کبوتر با کبوتر، دکتر با دکتر

اگه آدم با احساسی هستین قید هرچی دانشجوی رشته پزشکی رو بزنین.. حتی اگر طرف سوپر داف باشد. چون کلا کسی که رفته دنبال پزشکی، مخصوصا کسی که چهار پنج ترم هم خوانده، یک جور آدمی ست که خیلی می میرد برای رشته اش. و گرنه پزشکی انقدر چرند هست که همان ترم اول رهاش کنه بره رگ دستشو بزنه واسه از دست دادن شب ها و روزهایی که خرخونی کرد و فلان. پس اگه هنوز نکشیده بیرون یعنی پزشکی براش از هرچیزی مهم تره. از هر چیزی، حتی شما دوست عزیز. کلا جامعه پزشکی فقط از بین خودشون باید برای خودشون جفت برگزینند. کما اینکه اینکار را هم می کنند. چون که در این رشته وقت برای هیچ کاری غیر از خود این رشته نیست. پرستارها و دکترها هم نه فقط اینجا که در کل دنیا، اگه مثلا یک وقتی دلتنگ شدند، افسردگی چیزی گریبانشون رو گرفت، مثل این فیلم ها و سریال ها حداکثر به همکارشون میگن "وقت داری یه قهوه با هم بخوریم؟" اونم میگه اوکی. بعد میرن میشینن یه جا حرف میزنن. حالا کلش چقدر وقت می گیره؟ ده دقیقه!.. و همین کلا حالشونو ردیف می کنه و خوشحال و خندان برمیگردن سرکارشون.. یه همچین موجودایی. بعد من و توی دهه شصتی که نیمی از زندگیمون به غم و دپسردگی و نیم دیگه ش به نالیدن از اون نیمه اول میگذره، از نظر اینها یک مشت آنزیم بی مصرف به نظر میرسیم که برای دست زدن بمون هم باید دستکش پوشید.. اینها اصلا در چارچوبی نیستند که مثلا بخوای ۳۵۰ تا اس ام اس بشون بزنی اونم همه رو جواب بده، یا مثلا زنگ بزنی یه عالمه چیز میز واسش تعریف کنی یا مثلا پیاده گز کردن تو ولیعصر قرار باشه نوستالژی دربیاد براتون. اینا اصلا تو فاز این مسائل نیستند، و تازه خیلی هم به نظرشون کودکانه و حاشیه ای میاد. از طرفی به خاطر رشته خاصی که دارن، نه با خون مشکل دارند نه زخم. مثلا اگه زنگ بزنی بشون بگی یه پاترول از رو بیضه هام رد شد همون واکنشی رو ازشون دریافت می کنی که اگه می گفتی مثلا راستی امسال زمستون هوا زیاد هم سرد نیستا!.. اینجوری
البته، این نوع از حالت ها که در جامعه پزشکی هست، در بقیه رشته ها هم ممکنه دیده بشه، به شرطی که طرف خیلی عاشق رشته ش باشه. در واقع یک قانون کلی میگه، برای کسی که عاشق رشته شه و بی وقفه براش زحمت می کشه، هر عامل بیرونی، یه موضوع حاشیه ای حساب میاد. یا در بهترین حالت، وسیله ای برای سریع تر رسیدن به قله های پیشرفت در اون رشته
اینو کاملا بر اساس تجربه دوستی با یک دانشجوی پزشکی که الان رفته نیویورک درس می خونه گفتم.. باشد که عبرت بگیرید

ه‍.ش. ۱۳۹۰ دی ۶, سه‌شنبه

انسانیت کافی نداشتیم

یک نفر کنار در ورودی حرم امام رضا در حالت نشسته خوابیده بود... و از فرط سرما تمام بدنش میلرزید. درست مثل کسی که در حال وارد کردن شوک برقی به بدنش هستند
چون لباس کافی نداشت 

همه داشتیم تند تند زیارت نامه می خوندیم، نزدیک اذان بود
 

ه‍.ش. ۱۳۹۰ آذر ۲۸, دوشنبه

سوال 10 میلیون دلاری

- سوال:  چرا جمهوری اسلامی مسعود رجوی را به نوری زاد ترجیح می دهد؟

- جواب:  چون این قلم است که دهن این نظام را به گا می دهد. نه کلاشینکف 

ه‍.ش. ۱۳۹۰ آذر ۲۲, سه‌شنبه

رسم، فقط مال شماست؟

حضرت زینب (سلام الله علیهد) بعد از اینکه مورد آزار و اذیت و توهین قرار گرفت:
"اگر رسم عرب این است، از این پس ما را عرب ندانید"

زینب عزیز، به خاطر جسارتم عفوم کنید، ولی رویت گلاب روم به دیوار، صدهزار شکر که به شما تجاوز نکردند، آن روزی که جدتان پیامبر اسلام، شبیه این کارها را با کفار می کرد و زنان شوهر سر بریده را به خانه های تازه مسلمانان میفرستاد تا برده جنسی شان شوند، رسم عرب خوب بود، وقتی نوبت خودتان رسید اخ شد؟

من باز هم معذرت میخواهم

ه‍.ش. ۱۳۹۰ آذر ۲۰, یکشنبه

اینجا، عقل ورشکسته است

یه آمریکایی یه جا کامنت گذاشته بود:

ساخت تسلیحات جاسوسی، ما رو ورشکست کرد. حالا ایران هم تکنولوژیش رو داره؟ پس بذا اونا هم ورشکست شن!